تبليغاتX
آدمک های فرفورژه ای
به همه اعتماد کن اما به کسی که تورا آزرده است...هرگز دوباره اعنماد نکن

 بعضی  خاطرها  آن قدر سخت جان هستند که هیچ سلاحی قادر به نابودیشان نیست . وانگار زره آهنین به تن کرده اند  ودرمقابل کشتده ترین سلاحها  مقاوم ایستاده اند وما در حسرت نابودی آنها در نبردیم ! پائیز است  نمی دانم با این دل شکسته از آن به خوشی یاد کنم یا به بدی ؟؟؟؟نمی دانم از تلخ ترین  دوران خاطراتم بگویم یا  از دوران کودکیم که مرهم خاطراتم می باشد .    ومن با تمام احساس لذت آن دوران را در زیر پوست حس می کنم .  و زیباترین پائیز ها را زیر باران آن دوران  گذرانده ام  .   دورانی که یاد آوری سختی ها یش هم  برایم  لذت بخش می باشد .    هیچ گاه از  به یاد آوردن آن دوران خسته نخواهم شد تا روزی که  تبدیل به سایه شوم .اکنون   پائیزی که سردی  و بی خاطره گی  را در زیر پوست و استخوانهایم ریشه دوانده را دوست ندارم .

پائیز  آماده کوچ است و من تنها سالی می باشد که از رفتن پائیز دلتنگ نخواهم شد و افسوس رفتنش را نخواهم خورد !
پائیز را برای فرار ازآدمهایی که منطقشان رو به زردیست به خاک می سپارم .

و میگویم ..........

در درونم خاطراتی بسیار  دارم , نوازشهای بسیاری که با گذر زمان آنها را حفظ کرده ام .

من احساس اسارت می کنم و بی کلام در این اسارت باقی خواهم ماند .

"در این تنهائی " دور از دسترس دیگران باقی خواهم ماند .

اینک گمشده ای هستم در بازوان تنهائی !

 و فریاد خواهم زد که دلیل آن سکوت است . سکوت !!

واین سکوت لذت بخش ترین  دوران خاطرات زندگیم خواهد بود .

"یه شاخه گل روی سنگ قبرم بزار"


+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 2:0  توسط آدمک   | 

  ......................................................................................................................                

http://ufile.info/up/files/yhc9zxho7oofyt6s7fj0.jpg



و من ........

 من نه خط دوست دارم نه نقطه !

اولا  آدم ها رو   ردیف و پشت سر هم  و  منظم  می دیدم!

حالا همشون پراکنده و نا منظم و .......!

من دیگه نمی تونم هیچ آدمی رو دوست داشته با شم !

من دیگه آدمکهای فر فورژه ای رو دوست دارم . یعنی
 
می تونم همشونو داشته باشم !
 
 آخه  اونا منو نمی خوان  چون می گن من هنوز خط و

نقطه ام .!

کاش می تو نستم تمام خطها و نقطه ها رو  از بین ببرم .

دیشب خواب آدمی  رو دیدم که سالها باهاش زندگی
 
کردم . حالا   ریختمش دور . مترسکی شده  برام! 

حالا  تمام خط ها و نقطه هام دارن می شن مترسک ! 
 
و من احساس می کنم دارم نز دیک میشم به آ دمکهای
 
فر فورژه ای !
 "یه شاخه گل روی سنگ قبرم بزار"                                     



  ...........................................................................................................                   

                                  آلبوم جدید محسن نامجو به نام اوی ( آخ )

در این آلبوم گلشیفته فراهانی به عنوان همخوان و نوازنده پیانو با نامجو همکاری دارد

به گفته خود محسن سایر نوازندگان  موزیسین های ایتالیایی هستند.


namjoo


01 – Hammash [ Download ]
02 – Shams [ Download ]
03 – Dela didi [ Download ]
04 – Qashqai [ Download ]
05 – Binazir [ Download ]
06 – Khan baji [ Download ]
07 – Cielito Lindo [ Download ]
08 – Gladiators [ Download ]

+ نوشته شده در  شنبه 23 آبان1388ساعت 2:10  توسط آدمک   | 


چقدر علفهای بیهودگی قد کشیده اند ؟

مگر فضای دلتنگی ها چقدر حجم دارند ؟

................................................

ساکت  و خسته در مه ...

به ریزش اشک های پاک زمین می نگرم و به دخترکی که با انتظار پر شدن کوزهء شکسته اش پیر می شود .

آن طرف من ایستاده ام !

کسی باید به او می گفت :

کسی باید به او ابدیت این انتظار را می گفت .

 و من ،  و من آرام  به او نگاه می کردمو ... هیچ  ...

دست ها و چشمانش مملو از گره های گسسته بود  !

و تردید در باور ! !

کسی باید به او می گفت :

راز این کوزه شکسته را .

و من ، آرام آرام ....

به او گفتم راز این کوزه شکسته را !

و اینچنین شد که علفهای بیهودگی قد کشیدند در فضای دلتنگی او !

"و  من احساس گناه می کنم " در بر ملا شدن  راز کوزه شکسته !

......................................................................................

و من رنج این دلتنگی را می دانم

پس تجربه مه یخ زده را حس می کنم 

 و پرو انه ای  اشک  چشمانم را خشک می کند .

 

"یه شاخه گل روی سنگ قبرم بزار"


+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 1:15  توسط آدمک   | 


 
این عکسها دیدن داره  
 




سایت فابریکا ضمن ارائه برنامه کنسرتهای محسن نامجو در ایتالیا از او به عنوان باب دیلن ایران نام برد .

+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 1:20  توسط آدمک   | 

كاش بودی

و باهمه خستگیها می خندیدیم ...

تو می دانی دلم بهانه چه چیز را می گیرد

ذره ذره وجودم پر از بهانه است

بهانه نبودنت

من از این همه تنهایی خسته ام

چرا با من حرف نمی زنی ؟

چرا نیستی ؟

چرا دیگر برایم نمی نویسی ؟

چرا دیگر برایم نمی خوانی ؟

چرا دیگر بغض هایم را نمی بینی ؟

چرا دیگر صدای نفس هایم را نمی شنوی ؟

چرا دیگر به حرفهایم گوش نمی دهی ؟

چرا نیستی ؟؟؟؟؟؟؟؟

............................

ولی من  امروز می خواهم ........

می خواهم در بودنت نبودنت را تجربه كنم

دردناك است كه وقتی هستی با خود بگویم كه نیستی ... كه رفته ای

می خواهم در بودنت بودنت را حس كنم ...

از همین راه دور ...

دور از تو ... و نگاه تو ...

باور كن دیوانه نیستم ... فقط دلتنگم ...

حالا دیگرنه برای تو ... برای خودم


"یه شاخه گل روی سنگ قبرم بزار"

+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 3:11  توسط آدمک   | 

رمان صد سال تنهائی بهترین رمان قرنه ، البته بعضی ها این رتبه را به « اولیس » نوشته جیمز جویس ایرلندی می دهند كه من چندین سال منتظر ترجمه اش به زبان فارسی بودم ولی حیف ......................

داستان صد سال تنهائی سرگذشت یك نسله كه: اولین آنها را به درختی بستند و آخرین آن طعمه مورچگان شد.

صد سال تنهایی داستان مردمی است که با تمام فراز و نشیب های زندگی از تولد تا مرگ در کنار هم و بدون نیاز به قوانین اجتماعی زندگی می کنند نه سیاست نه شرع و نه عرف در آن حاکم و لازم است از سیاست چیزی نمی دانند اکثرا هم به قول ما حرام زاده هستند. این وضع تا زمانی ادامه دارد که چیزی به نام سیاست، جنگ و قوانین نادرست بشری که ساخته حاکمان ستمگر است در آن حاکم نیست. صد سال تنهایی داستان صلح است و آن را به بهترین، رومانتیک ترین و جذابترین شکل به خواننده معرفی می کند. سرگذشت یک نسل را بیان می کند در مقطعی از داستان آن را به زیبایی برای خواننده می پروراند و در اوج خوشبختی و صلح تلخی نفاق را مانند مزاحمی در داستان به خواننده القاء می کند و در آخر، بهترین پایان را برای نسلی رقم می زند که به فلاکت کشیده شده است. احتمالا بیانی از زندگی گذرای بشریت بر روی زمین است هم واقعیست و هم خیالی. این برداشتی است که من از این رمان کردم.

و دیشب برای دومین بار این کتاب رو تموم کردم !


"یه شاخه گل روی سنگ قبرم بزار"
+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 2:5  توسط آدمک   | 






فيلم كوتاه تبليغاتي برنامه كنسرت محسن نامجو در شصت و دومين جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم ونيز با حضور گلشيفته

فراهاني ساخته شد.

به گزارش انتخاب؛ كنسرت محسن نامجو شب قبل از اختتاميه و در روز جمعه بيستم شهريور ماه انجام شد . .

محسن نامجو در اين كنسرت بعضي از آثار جديدش را اجرا مي كند و بعضي از آهنگ ها هم با تنظيم اركستر اجرا كرد و در

اين اجرا ها گلشيفته فراهاني نوازندگي پيانو و همخواني در چند قطعه را به عهده داشت.




دیدن دو تا آدم خاص کنار هم ! که هر دو حد وسط در کاراشون ندارن ! این کار فقط از دست

گلی ونامجو بر می آمد که آومد.

وای که چقدر آرزو داشتم اونجا باشم !


+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 3:37  توسط آدمک   | 


هرگز باور نمی کنم که سال های سال همچنان زنده ماندنم به طول انجامد.

یک کاری خواهد شد. زیستن مشکل است و لحظات چنان به سختی و سنگینی

بر من گام می نهند و دیر می گذرند که احساس می کنم خفه می شوم. هیچ نمی دانم چرا؟

اما می دانم کس دیگری در درون من پا گذاشته است و اوست مرا چنان بی طاقت کرده است.

احساس می کنم دیگر نمی توانم در خود بگنجم و در خود بیارامم و از بودن خویش بزرگتر شده ام

و این جامه بر من تنگی می کند. این کفش تنگ و بیتا بی قرار!

عشق آن سفربزرگ! آه چه می کشم!

چه خیال انگیز و جان بخش است این جا نبودن.

علی شریعتی


و من دلم می خواهد سفر کنم . اگر سالهای سال در پی زیستن باشم ردی از سعادت نخواهم یافت .

بگویم چرا ! آخر از سعادت اثر نا چیزی باقی مانده است !

برای پی بردن به "زیستن با سعادت" باید به دنبال جامه وکفشی بود که در آن تنگی زمانه را احساس نکرد !

و من می دانم در این زمانه نخواهم یافت !

و چه بی تابم برای آن زمانه !

پس سفر خواهم کرد به آن سوی گذشته ها تا شاید جامه و کفش هایم را باز یابم !

و همچو افسانه و خیال انگیز باز یابم سالهای سال " زیستن با سعادت"را !

"یه شاخه گل روی سنگ قبرم بزار"                                                                                         

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 3:2  توسط آدمک   | 


"بچه که بودیم بعضی داستانها واسمون عجیب ودور از واقعیت بود  

حالا ما تو متن واقعیت ها هستیم "

 ما می گیم متن زندگی از داستانها به واقعیت تبدیل میشه !

و ما ها هم بازیگرای این داستانها در متن زندگی هستیم !

در گذشته خودم هم فکر می کردم واقعیت ها , داستان میشن !

اما از وقتی که بازیگر  داستانها شدم تو زندگیم!

 فهمیدم داستانها واقعی میشن  نه واقعیت ها داستان !

 حالا ما داستانیم و واقعیت ها دارن شکل می گیرن !!!!!!!!!!!!!!!


 تقدیم به بهترین رویا


"یه شاخه گل روی سنگ قبرم بزار"

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 2:5  توسط آدمک   | 

شیرین نشاط هم در ونیز سبزپوش شد

در هشتمین روز از شصت و ششمین دوره از جشنواره بین المللی سینمای ونیز فیلم "زنان بدون مردان" ساخته

شیرین نشاط، فیلمساز ایرانی مقیم نیویورک در بخش مسابقه این جشنواره به نمایش درآمد.

شیرین نشاط به همراه دیگر عوامل فیلم با شال و یا لباس سبز رنگ به نشانه همبستگی با معترضان به نتایج انتخابات اخیر در ایران از روی فرش قرمز وارد کاخ جشنواره شدند.

عوامل فیلم شیرین نشاط در کنفرانس مطبوعاتی صبح امروز نیز با شال، دستبند و یا حتی لباس سبز حضور یافتند.

فیلم "زنان بدون مردان" بر اساس داستانی به همین نام نوشته شهرنوش پارسی پور ساخته شده است.

این فیلم شب گذشته برای اهالی رسانه و منتقدان به نمایش در آمد و با استقبال زیادی مواجه شد.

فیلم سرگذشت چهار زن در دوران مصدق و کودتای 28 مرداد است.

میهمانی اکران رسمی فیلم "زنان بدون مردان" نیز امشب در جزیره لیدو برگزار خواهد شد.

در نهمین روز جشنواره سینمایی ونیز فیلم "روزهای سبز" ساخته حنا مخملباف در بخش خارج از مسابقه و "چاله" ساخته علی کریم در بخش هفته منتقدان به نمایش در خواهد آمد.

از دیگر فیلم هایی که منتقدان در انتظار نمایش آن در نهمین روز جشنواره هستند فیلم "مسافر" ساخته احمد ماهر فیلمساز مصری تبار است که تنها فیلم این کشور است که در بخش مسابقه جشنواره سینمایی ونیز حضور دارد.

عمر شریف، بازیگر نقش اصلی این فیلم است که برای حضور در اکران رسمی فیلم امروز وارد جزیره لیدو شد .


دل فقط به او دارم در این شبها

که از بلند خواندن ذکرش هم منع می شوم

و امید به تو که راه رفتن را دوباره تجربه کنیم

باهم این بار روی شیب تند کوه

و نهایتمان رنگی شود

پاشیده بر سیاهی بوم

رنگی به رنگ سبز


"یه شاخه گل روی سنگ قبرم بزار "

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 0:5  توسط آدمک   |